|
دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ ميشه گاهی میترسم بمیره اما بازم به خودش میاد و سوسو می زنه باز حیاط خلوت سینه ام رو جارو می زنه میگم عشق وکی می خوای عاشق بشی و بشکنی به روی خودش نمیاره میپرسه با منی؟ با کیم؟ با تو یه عاشق پیشه ی سر به هوا با توی دیوونه ی در به در بی سروپا با تو که هر چی دارم می کشم از دست توئه با تو که هر جا می رم مسیر دربست توئه کی می خوای دست از سرآبروی من بر داری کی می خوای دلی که دزدیدی سر جاش بذاری کی می خوای بزرگ بشی سنگین بشینی سر جات سر به راه بشی و دنیا رو نذاری زیر پات دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ ميشه گاهی میترسم بمیره + نوشته شده در 2009/6/1 6:57 PM توسط پسر های عشق |
کی میگه عشق تو کتابه؟
اینو اون کسی میگه که عاشق نیست ما عاشقیم عشق تو کتاب نیست عشق همین جاست...................... + نوشته شده در 2009/5/31 11:27 AM توسط پسر های عشق |
+ نوشته شده در 2009/5/28 9:58 PM توسط پسر های عشق |
دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند + نوشته شده در 2009/5/24 1:19 PM توسط پسر های عشق |
+ نوشته شده در 2009/5/23 8:30 PM توسط پسر های عشق |
اینم یه آهنگ قشنگ که من خیلی ازش لذت بردم .شعرشو می ذارم تو بلاگ با آهنگش که فقط با گیتاره قشنگه تو مثل بارون تو مثل دریا منم یه دل خسته مقدس و پاک یا نجیبی جونم به تو بسته رهام نکن این شکسته بی تو دووم نمیاره بمون کناره دل با تو دست از گلایه بر داره با من باش و بمون تو ای فرشته ای که اومدی از آسمون با من باش و بمون که دلم گرفته از این دنیای نا مهربون تا تورو دارم غمی ندارم من بی تو دلگیرم ای هستی و همه وجود من اگه نباشی میمیرم با من باش و بمون تو ای فرشته ای که اومدی از آسمون با من باش و بمون که دلم گرفته از این دنیای نا مهربون + نوشته شده در 2009/5/23 8:27 PM توسط پسر های عشق |
بی تو بودن را با تو تجربه کردم
با تو بودن را بی تو تجربه کردم + نوشته شده در 2009/5/22 9:9 AM توسط پسر های عشق |
در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه میگردانند عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم خداوندانند مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد که در آن آینه صاحب نظران حیرانند لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشقبازان چنین مستحق هجرانند مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند + نوشته شده در 2009/5/21 9:51 PM توسط پسر های عشق |
بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشة ماه فروريخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد، تو به من گفتي: - ” از اين عشق حذر كن! لحظهاي چند بر اين آب نظر كن، آب، آيينة عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“ باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! “ اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ... اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد! يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم. نگسستم، نرميدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ... بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم! + نوشته شده در 2009/5/20 7:29 AM توسط پسر های عشق |
نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل ، آفرین دل ، مرحبا دل ز دستش یک دم آسایش ندارم نمی دانم چه باید کرد با دل هزاران بار منعش کردم از عشق مگر برگشت از راه خطا دل به چشمانت مرا دل مبتلا کرد فلاکت دل ، مصیبت دل ، بلا دل از این دل داد من بستان خدایا ز دستش تا به کی گویم خدا دل درون سینه آهی هم ندارم ستمکش دل ، پریشان دل ، گدا دل به تاری گردنش را بسته زلفت فقیر و عاجز و بی دست و پا دل بشد خاک و ز کویت بر نخیزد زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل + نوشته شده در 2009/5/13 12:47 PM توسط پسر های عشق |
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم ... بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم + نوشته شده در 2009/5/12 4:16 PM توسط پسر های عشق |
من خالی از عاطفه و خشم/خالی از خویشی و غربت/گیجو مبهوت بین بودن و نبودن عشق اخرین همسفر من/مثل تو منو رها کرد/ حالا دستام مونده و تنهایی من . . . . . . بی تو میمیرم/مثل قلب چراغ/ نور تو بودی کی منو از تو جدا کرد؟ + نوشته شده در 2009/3/29 7:12 PM توسط پسر های عشق |
ســــــــال نو مــــبارک سر سبزترین بهار تقدیم تو باد آواز خوش هَزار تقدیم تو باد گویند که لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
+ نوشته شده در 2009/3/20 5:0 AM توسط پسر های عشق |
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر پر سوز ترین گدازه از عشق بگیر در هر نفسی که می تپی ای دل من یادت نرود اجازه از عشق بگیر + نوشته شده در 2009/3/20 4:20 AM توسط پسر های عشق |
تسلی خاطر دید مجنون را یکی صحرا نورد در میان بادیه بنشسته فرد ساخته بر ریگ ز انگشتان قلم می زند حرفی به دست خود رقم گفت ای مفتون شیدا چیست این می نویسی نامه سوی کیست این هر چه خواهی در سوادش رنج برد تیغ صر صر خواهدش حالی سترد کی به لوح ریگ باقی ماندش تا کسی دیگر پس از تو خواندش گفت شرح حسن لیلی می دهم خاطر خود را تسلی می دهم می نویسم نامش اول و از قفا می نگارم نامه ی عشق و وفا نیست جز نامی از او در دست من زان بلندی یافت قدر پست من ناچشیده جرعه ای از جام او عشق بازی می کنم با نام او + نوشته شده در 2008/10/31 6:32 PM توسط پسر های عشق |
+ نوشته شده در 2008/9/1 3:22 AM توسط پسر های عشق |
گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ،گفتا مخواه
+ نوشته شده در 2008/9/1 3:15 AM توسط پسر های عشق |
دل آرامی که داری دل به او بند دگر از کل عالم چشم فرو بند + نوشته شده در 2008/8/6 1:54 AM توسط پسر های عشق |
شاد باش که از شادي تو دل شادم تا شادي ز غم هر دو جهان ازادم زندگي من همه خوشحالي توست بي وفايم که وفايت برود از يادم + نوشته شده در 2008/8/6 1:48 AM توسط پسر های عشق |
میلاد با سعادت حضرت فاطمه الزهرا (س) را به دوستداران اهل بیت (ع) تبریک و تهنیت عرض می نماییم
+ نوشته شده در 2008/6/23 11:19 PM توسط پسر های عشق |
|